تبليغاتX
تنها بمون گدایی نکن
دوست دارم با تمام عشق و اميدي كه در آرامگاه دلم وجود دارد باورت كنم و چنان باشم كه تو مي خواهي



از این و اون
به کسی عشق بورزید که لایق آن عشق باشد نه تشنه ی آن ٬ چرا که تشنه ی عشق خیلی زود سیراب می شود

پليس نوروزي جلوي يه راننده رو مي گيره ميگه شما به خاطره اينكه هيچ تخلفي در اين ايام نداشتيد برنده ي 100هزار تومن شديد .... قصد دارين با اين پول چي كار كنين؟ يارو ميگه ميرم گواهينامه مي گيرم , زنش ميگه جدي نگيرين شوهر من هر وقت اكس ميخوره پرتوپلا ميگه بچش ميگه بابا چند بار گفتم با ماشين دزدي نريم بيرون؟ يكي از صندوق عقب داد ميزنه از مرز رد شديم يا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟sTa


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 20:11 توسط شکست خورده |


جملات رمانتيک ويژه پيچوندن
  : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!!

- خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!!

 - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!!

 - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!!

-هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 20:6 توسط شکست خورده |


عمراً اينارو بدوني.......
1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت

 2- صداي اردک اکو ندارد

3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است

 4- مورچه ها نمي خوابند

 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد

 6- کد کشور روسيه 007 است

 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند

 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند

 9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 20:4 توسط شکست خورده |


دری وری

آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

زندگي دفتري از خاطرهاست... يک نفر در دل شب، يک نفر در دل خاک... يک نفر همدم خو شبختي هاست،يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه مسافريم

 


موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 20:0 توسط شکست خورده |


خاطرات بارانی

به نام او که همیشه به دل پر درد و پریشونم جون داد
کسی که تن خستم تنها خاطرات با اون بودن رو میخاد

به نام تو که نوشتم اسمت و بر تن دل خسته و تنهام
تو که ازمن دوری اما حس میکنم با تو هنوز من اینجام

نامه ای مینویسم برای تو که نگی رفت بدون یادگاری
اگرچه میرم اما میخام بدونی تویه قلب خستم موندگاری

من هنوز و همیشه صدای مهربون تو رو از یادم نبردم
میخام دستات و تویه دستم بگیرم اگه انتها نامه نمردم

همیشه با تو بودم اما میدونم که عزیز میگی تنها بودی
کاش العان که این نامه رو واست مینویسم اینجا بودی

قبل رفتن باید به تو بگم که به آخر رسیده لحظه آشنایی
نباید دنبالم بگردی آخه دیگه سکوتم نیست تویه تنهایی

میدونی میخام با اشکهای چشمام سر بزارم پشت شیشه
مث قدیما بشینم رو برو غروبی که از شب جدا نمیشه

من رو ببخش که راهی جز سفر نمونده و من رهسپارم
خیسی کاغذ نامه رو نیز بهم ببخش که هنوز دارم میبارم

بعد از پیدا کردن تن سردم و خداحافظی ها سیاه نپوش
من میرم اما گاهی یادم کن که نشم از یادت فراموش

بده دستات رو به دستام که بی تو جون نداره نفسهام
اگه نگیری تنم رو از بی کسی ها میمیره نفسهای تنهام

برا رفتنم و چشای همیشه خیسم گریه نکن و اشکی نریز
تو بهاری اگرچه من بودم خاطره ای از کنج سردی پاییز

تویه خاطراتم اسمت و مینویسم که تنها پناهم تو بودی
با تموم وصف و توصیف میگم که چشم براهم تو بودی

عکسی رو که بهت دادم و گذاشتی تویه قاب چشمات
نقشی از سیاهی گوشش بکش که هنوزم میمیرم برات

بعد نگاهی گذرا عکس من و از پیش نگاه همه دور کن
از خواب پریشون دوریهای ما بازم بیا دوباره عبور کن



حالا که رفتم نگو که تنهایی چون من بازم دیدنت میام
من هیچ وقت تو رو رها نمیکنم حتی اگه خودم تنهام

قرار نشد بزنی زیر قولت و گریه کنی حتی اگه دلگیری
باز به من بگو که از غم دوری گریه رو از سر نمیگیری

اشک چشات و پاک کن و بخاطر منم شده یه لحظه بخند
برای به یاد آوردن خاطراتمون دوباره چشمات رو ببند

هر شب شمع نیمه سوخته رو تن قبر شکستم رو بردار
من رفتم اما برای بار آخر به قلب خستم بگو خدانگهدار
از مسافر غریب جاده..

.

 


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 13:30 توسط شکست خورده |


عشق

عشق: روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم

کاش میشد دو باره فاصله ها رو واسه به تو رسیدن باحسی کنار تو نفس کشیدن یکی یکی بسپرم بدست بادءکی میشه باز حقیقت دستای تو
مرحم پاکی دستای خسته ام بشه واون سخاوت عجیب خنده هات باعث شکستن طلسم تنهایی ها م بشهء
دلم خیلی برات تنگ شده میدونم مثل همیشه صبوری اینو از روی لبات میدونمءغربت نگاه غریبه ها دلبل تموم این شکنجه ها را میدونم
مثل همیشه می خوای تحمل کنم به امید اون روز که تنها فاصله بین من وتو فقط جسم خسته اون میشهءروزی که جدایی هاواسه مون
معنی نداره و رویا به هم رسیدن میشه حقیقت ساده زندگیمونء
نگی هنوز حرفات توءتو خاطرم نیست بادته روزآخررفتنم گفتی!کی برمیگردی؟گفتم هر لحظه که تو اراده کنی وتو با نگاه غم الود به من گفتی!
گرفاصله ها را تحمل کنی پیوندقلب منو تو پا برجاست هروقت خواستی هروقت حس کردی یکی به عشق تو وبه یاد تو است میتوانی پاروقلبم بذاری.
ومن با چشمان پراشک گفتم فاصله هارا چه کنم؟توگفتی!تحمل میکنیم آنچه را که درانتظارمان است به امید آنکه دوباره گرمی دستانمان حس کنم.
ومن امروز دلم تنگ شده براش اما بازهم این فاصله ها بی رحم مانع به او رسیدن میشود.
دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد از فاصله هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 13:22 توسط شکست خورده |


اینم یه هدیه به تمام ایران دوستای عزیز

آهنگ جديد و زيباي عليرضا فرد با همراهی مهسا به نام وداع

آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد یاوری به نام  همه وجودم

دموی آهنگ جدید و بسیار زیبا از DJ Abed به نام عروسک (پخش اختصاصی)

دموي آهنگ جديد و بسيار زيباي رضايا و مسعود سعيدي

آهنگ جدید و بسیار زیبای هیراد به نام بت به همراه چند عکس

تنظیم : الیاس شیر زاد

ألبوم جديد و بسيار زیبای ساسان به نام عشق(Love)

آهنگ جدید و بسیار زیبای مسیح و آرش AP به نام عیبی نداره باشه

آهنگ جديد و بسيار زيباي شهاب مقدم به نام انتظار

آهنگ جدید شادمهر عقیلی به نام بغض با دو کیفیت

آهنگ فوق العاده زیبای ناصر عبدالهی به نام ای خدا با دو کیفیت

توضیح : این آهنگ تا حالا پخش نشده است


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:25 توسط شکست خورده |


عرض سلام به خانواده محترم ..........

اینم عکس های دشمن خوبم  احد و خانواده محترمش

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 بابا همه خانوادتون که جمع

موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:22 توسط شکست خورده |


دلم گرفته

که اینجا هوا بارانی ست ولی باران نمی بارد

 

 
 

حال بگو من چه كنم با اين همه گل خشكيده اي كه زيبايي خود را نثار فراغ تو در

 

گلدان ترك خوردهء روحم كرده اند و واژه هاي نونهالي كه در نبود تو ،

 

طناب دار به گردن آويخته اند تا در هيچ لغت نامه اي مورد استقبال واقع نشوند .

 

و اميدي كه به خاطر نا اميدي ، تنهايي را در كنج خلوت قلبم ترجيح داده و آرزوهاي

 

خود را در چهره ي رؤيايي شبانه مي نماياند تا كسي به وجودش پي نبرد .

 

حال بگو چه كنم با چشمان سِحرآميزي كه در قاب آينه ، هنر نمايي مي كنند و فقط

 

تصويرمتحركي از خنده ها و شاديها را نشان مي دهند و زندگي زيبايي كه چون آب

 

در جريان است .

 

حال تو بگو ؛ من چه كنم با اين فاصله ها ؟؟

 

 

خیلی وقت هاست که دلم پر می کشد برای نوشتن

برای تو ، برای خودم ، برای خودمان ...

که چه ساده از صدای غریبانه ی فاصله ها می گذریم ، که چه نزدیکیم و چه دور می کنیم

خودمان را از خودمان .

که چه ساده می شکنیم بی آنکه بدانیم دیگر بغض هایمان اشک نمی شود.

که اینجا هوا بارانی است ولی باران نمی بارد.

هر جا گل یاد بودی می روید از روز های خوب ... نقطه می گذاری .

سر خط آغاز می کنی...

خیلی وقت است فراموش کرده ای حس غریبی بود ، میانمان که دوستش داشتی...

امروز یخ زده اند دست های مهربانت .

بهار را با حضور سبزت به کدامین سر زمین برده ای که زمستانش سهم کوچک دل من شد؟

دیگر اصلا دلم نمی خواهد باشم .

می خواهم همه را دور بریزم ... هر آنچه از تو تهی است ... هر آنچه با تو تهی است ...

نه ! شاید هم دلم تنگ شده باز هم برای تو و بیشتر برای خودم یا بهتر بگویم برای خودمان .

برای تک تک واژه هایی که هستی شان وام دار توست

وامدار همان نگاه مهربان ...

وامدار همان سکوت آبي ...

وامدار همان صدای ............ ..

هر کس نداند تو خوب می دانی که چه می گویم ...

که چقدر تنهايم .

 

و من هنوز نمی دانم که تو از چه سخن مي گفتي میان لحظه ها ...

که نگاهت هنوز پشت پلك هايم است

که هنوز قلمم بوی تو را می دهد

گر قصه ی عشقت میان سطر هایم بوی انتظار می دهد ؟؟!

 

که اینچنین کلمات می خواهند بنویسند از تو برای تو ...

 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:12 توسط شکست خورده |


زاهد پاک
 
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
 
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
 
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
 
هرکسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت
 
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
 
همه جا خانه ی عشقست چه مسجد چه کنشت
 
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
 
معی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
 
نه من از پرده ی تقوی بدر افتادم و بس
 
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
 
حافظا روز ازل گر به کف آری جامی
 
یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت
 

موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 22:32 توسط شکست خورده |